می خواهیم سری به بهشت بزنیم ؛ به محل
رفت و آمد آسمانیان . به محلی که فاصله زمینی دو آسمانی
است . اینجا بین
الحرمین است . اگر جسم به پرواز در نمی آید ، دل پرواز می کند . اگرچه حضور
واقعی میسر
نیست اما می توان دیداری مجازی از بهشت داشت . تصاوير سه بعدی و
پانوراماي 180 × 360 درجه ما را
بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در بین الحرمین احساس كنيد.
از قابليت هاي انحصاري اين تصاوير مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1) قابليت چرخش سه بعدي تصاوير (180 × 360 درجه) با استفاده از موس
2) طبيعي بودن تصاوير و القاي حس واقعي حضور در محل
3) بررسي محل از نگاه خود
4) قابليت زوم بر روي تصاوير (با استفاده از غلطت بالا و پایین رونده موس)
و اما بين الحرمين كجاست ؟
بين الحرمين حد فاصل بین بارگاه ملکوتی
امام حسین(ع) و برادرشان حضرت عباس(ع) است که فاصله آن
درست برابر با فاصله
بین دو کوه صفا و مروه است .
جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :
نحوه استفاده :
اگرچه اغلب کاربران در اولین نگاه متوجه امکانات این تصاویر خواهند شد اما بهتر است اشاره ای گذرا بر نحوه
عملکرد آن داشته باشیم :
1) برای حرکت فقط باید ماوس را حرکت دهید تا به تمامی نقاط تصویر پاناروما دسترسی داشته باشید .
2) در این تصاویر شما می توانید به صورت مجازی لنز عکاسی را زوم کنید . از
دکمه اسکرولر ماوس و یا
کلیدهای PageUP و PageDown برای تعویض بزرگنمائی
تصویر از لنز ۱۷ میلی متر تا لنز ۷۵ میلی متر استفاده
کنید . ضمنا این کار
را می توانید با نگاه داشتن کلید سمت راست ماوس و عقب و جلو کردن ماوس نیز
انجام
3) برای انتخاب تصویر پاناروما ( سه بعدی ۱۸۰ در ۳۶۰ درجه ) به عنوان محافظ
صفحه نمایش Screen Saver
دهید . از کلید F5 استفاده کنید .(البته در ابتدا و
قبل از اجرای تصویر آن را به محل مشخص و ثابتی انتقال
دهید تا پس از فشردن
کلید F5 ، تصویر همیشه از همانجا فراخوانی شود.)
4) برای خروج از کلید ESC استفاده
کنید .
راجع به اينکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را
مي گويند و با چه سخناني
آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي
است که محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي
يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل کرده
است. او مي گويد: زماني که قائم آل محمد عليهم
السلام ظهور کند، ما بين رکن و مقام
مي ايستد و پنج ندا مي دهد:
1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.
2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.
3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.
4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.
5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً.
(الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)
آگاه باشيد اي جهانيان که منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم که منم
شمشير انتقام گيرنده،
بيدار باشيد اي اهل جهان که جدّ من حسين را تشنه کام کشتند،
بيدار باشيد اي اهل عالم که جد
من حسين را روي خاک افکندند، آگاه باشيد اي جهانيان
که حق جد من حسين را از روي کينه توزي
پايمال کردند.
طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (ع) است
و مصائب
جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي کند و اذيت و آزارهاي جانکاهي که بر آن
حضرت در صحنه ي خونين
کربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.

نخست از قتل جدّ خود سخن مي گويد که خود اعظم المصائب و بزرگترين فاجعه،
در جهان اسلام به
شمار مي آيد. و در کنار همين مطلب و همراه آن مصيبت تأثرانگيز و
رقّت بار، عطش امام حسين (ع) را
ياد مي کنند، مصيبتي که هيچکس آن را توجيه نمي کند
و حتّي درباره دشمن خود نپسنديده و روا
نمي دارد و به حقيقت، لکه ننگين و عاري بر
دامن بني اميه و آل زياد- عليهم اللعنه- و سپاه ديو و دد
صفت کوفه و شام گرديد که
براي ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصيبت رقت انگيز
ديگري را از
جدّ خود حسين (ع) ذکر مي کنند و آن روي خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ي الهي
است که در هيچ منطق و مکتبي روا نبوده و نيست. و همراه تذکر اين مصيبت، نکته ي ديگري
را ذکر
مي کنند که دلها را مي شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان مي سازد و
آن مصيبت عريان کردن
بدن نازنين آن امام معصوم و آن انسان آزاده ي خداجو و با عظمت
است که خود پناه مستضعفان و
محرومان و نقطه ي بارز اميد اهل ايمان بلکه مطلق انسان
ها بود.
راستي چه کسي مي تواند تحمل اين فاجعه ي بزرگ را بکند که بدن مقدس ولي
اعظم پروردگار را
برهنه روي خاک بيندازند؟
در آخر، از بزرگترين فاجعه اي که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشي
صفتان دور از انسانيت بر
بدن مبارک حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) واقع شد، سخن مي
گويند و آن موضوع کوبيده شدن
نازنين پيکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسين (ع) است.
موضوعي که هيچ کسي که کمترين مراتب
انسانيت را دارا باشد آن را نمي پذيرد و صحّه
بر آن نمي گذارد و با هيچ منطقي قابل توجيه نيست.
موضوعي که هر چند انسان به کشتن
دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصيبتي
که انسان متعارف و خالي از کينه
و پستي، تاب شنيدن آن را ندارد و به حقيقت، انسان از وقوع آن در
کربلا آن هم نسبت
به بدن پسر ريحانه ي پيامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزير گرديد.